جستجو | جستجو در مطالب ازهردری سخنی

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : ازهردری سخنی
مهربانی | عمومي

سری هم به اینجا بزنید



برچسبها : مهربانی
نوشته شده توسط نظام الدین در آدینه 22 مرداد 1389 ساعت 07:17
گاهي | شعر

گاهي گمان نمي كني ولي مي شود

گاهي نمي شود ،نمي شود كه نمي شود

گاهي هزار دور دعا بي اجابت است

گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود

گاهي گداي گداي گدايي و بخت نيست

گاهي تمام شهر گداي تو مي شود.....!

نميدانم شعر از كيست اما به دلم خوش آمد گفتم كه شايد شما را نيز خوش آيد...



مطالب مرتبط :
دعا
دعا

برچسبها : گدای - دعا
نوشته شده توسط نظام الدین در چهارشنبه 13 مرداد 1389 ساعت 18:55
سلام عزیزان همراه | من و خودم

روبوت



برچسبها : سلام - عزیزان - همراه
نوشته شده توسط نظام الدین در شنبه 09 مرداد 1389 ساعت 22:52
سلام بچه های گلم | من و خودم

یادتونه پارسال گفتم هورا من ۵۳ساله شدم!میخوام بگم هورا  امروز اول مرداده اگه گفتین من چند ساله شدم! !از خدا ممنونم که یکسال دیگه به من فرصت داد که کنا ر شما بمونم فرصت داد که توی خونه هام قدم بزنم ُتوی ماشینام لم بدم و این ور و اونور برم و توی باغام زیر درختا کنار اب رونشون بشینم و توی حوضای بزرگشون دستامو بشورم. .حتما فکر میکنید من خیلی ثروتمندم -نه بابا اینجوریام نیست یعنی هم هست و هم نیست .میشه فکر کرد که خونه کوچولویی که توش زندگی میکنی فقط اتاق خواب تو باشه بعد که میای بیرون و سوارخط  میشی فکر کنی این خط مال توست فقط مجبوری یک ورودی کوچک پرداخت کنی -میتونی فکر همه خطای دنیا مال توست ولی تو اجازه دادی که بقیه هم سوار شوند!مگه نه ؟می تونی فکر کنی همه پارکها باغای توست بری توش قدم بزنی و زیر سایه درختاش لم بدی و از حوضش دست و روتو بشوری !فقط فرقش اینه که فکر کنی اجازه دادی بقیه مردم هم از باغ تو استفاده کنند و لذت ببرند!میتونی فکر کنی که همه بچه کوچولوای دنیا نوه های تواند که اومدن تو پارک کودکا بازی کنند و همه پدرو مادراشون بچه های تواند که نوه هاي تو رو اوردن بازی کنن!و هزار فکر دیگه .من از خدا خیلی ممنونم که میذاره اینجوری فکر کنم و فرصت داد یک سال دیگه پیش بچه ها و نوه هام بمونم -براتون روزای خوبی آرزو میکنم و امیدوارم که شما م فکرای خوب خوب بکنین .تولدم رو به خودم وشما تبریک میگم .قراره امروز برم توی یکی از گل فروشی هایی که مال خودمه و یک دسته گل سفارش بدم فقط پولشو حساب میکنم چون میخوام حساب و  کتابام روشن باشه



مطالب مرتبط :
بچه ها

برچسبها : تولدم - بچه ها
نوشته شده توسط نظام الدین در آدینه 01 مرداد 1389 ساعت 16:47
سلام بچه های گلم | عمومي

یادتونه پارسال گفتم هورا من ۵۳ساله شدم!میخوام بگم هورا من فردا ۵۴ساله می شم!از خدا ممنونم که یکسال دیگه به من فرصت داد که کنا ر شما بمونم .

فرصت داد که توی خونه هام قدم بزنم ُتوی ماشینام لم بدم و این ور و اونور برم و توی باغام زیر درختا کنار اب رونشون بشینم و توی حوضای بزرگشون دستامو بشورم. .حتما فکر میکنید من خیلی ثروتمندم -نه بابا اینجوریام نیست یعنی هم هست و هم نیست .میشه فکر کرد که خونه کوچولویی که توش زندگی میکنی فقط اتاق خواب تو باشه بعد که میای بیرون و سوارخط  میشی فکر کنی این خط مال توست فقط مجبوری یک ورودی کوچک پرداخت کنی -میتونی فکر همه خطای دنیا مال توست ولی تو اجازه دادی که بقیه هم سوار شوند!مگه نه ؟می تونی فکر کنی همه پارکها باغای توست بری توش قدم بزنی و زیر سایه درختاش لم بدی و از حوضش دست و روتو بشوری !فقط فرقش اینه که فکر کنی اجازه دادی بقیه مردم هم از باغ تو استفاده کنند و لذت ببرند!میتونی فکر کنی که همه بچه کوچولوای دنیا نوه های تواند که اومدن تو پارک کودکا بازی کنند و همه پدرو مادراشون بچه های تواند که نوه هاي تو رو اوردن بازی کنن!و هزار فکر دیگه .من از خدا خیلی ممنونم که میذاره اینجوری فکر کنم و فرصت داد یک سال دیگه پیش بچه ها و نوه هام بمونم -براتون روزای خوبی آرزو میکنم و امیدوارم که شما م فکرای خوب خوب بکنین .تولدم رو به خودم وشما تبریک میگم .قراره امروز برم توی یکی از گل فروشی هایی که مال خودمه و یک دسته گل سفارش بدم فقط پولشو حساب میکنم چون میخوام حساب و کتابام روشن باشه .



مطالب مرتبط :
بچه ها
ییلاق چشم های تو
از حرف های مادر ترزا

برچسبها : سلام - بچه - های - گلم
نوشته شده توسط نظام الدین در آدینه 01 مرداد 1389 ساعت 16:47
دعا | عمومي
يا خير حبيب و محبوب......

برچسبها : دعا
نوشته شده توسط نظام الدین در آدینه 01 مرداد 1389 ساعت 07:43
سلام | عمومي

سلام دوستان و خدا حافظ



برچسبها : سلام
نوشته شده توسط نظام الدین در یکشنبه 09 خرداد 1389 ساعت 14:37
يا فاطمه زهرا(ع) | مذهب

دلا بیا به سرای علی سری بزنیم

سری به غمکده درد پروری بزنیم

زکوچه های مدینه یکی یکی گذریم

به خانه ای که درش سوخته سری بزنیم

التماس دعا



مطالب مرتبط :
یا فاطمه زهرا

برچسبها : فاطمه زهرا - مدینه - علی
نوشته شده توسط نظام الدین در شنبه 25 اردیبهشت 1389 ساعت 17:38
مرغ سحر | شعر

مرغ سحر ناله سركن

داغ مرا تازه تر كن

زآه شرربار اين قفس را

برشكن و زير و زبر كن

بلبل پر بسته ز كنج قفس درآ

نغمه آزادي نوع بشر سرا

در نفسي عرصه اين خاك توده را

پر شرر كن

ظلم ظالم  جور صياد

آشيانم داده بر باد

اي خدا اي فلك اي طبيعت

شام تاريك مارا سحر كن

نوبهار است گل ببار است

ابر چشمم ژاله بار است

اين قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فكن در قفس اي آه اتشين

دست طبيعت گل عمر مرا بچين

جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين

بيشتر كن بيشتر كن بيشتر كن

مرغ بيدل شرح هجران

1306(ملك الشعراي بهار)

به بهانه سالگرد استاد در دوم اريبهشت ماه



برچسبها : مرغ سحر - ملک الشعرا - ژاله - قفس
نوشته شده توسط نظام الدین در پنجشنبه 02 اردیبهشت 1389 ساعت 15:08
نامه | شعر

سلام

حال همه ما خوب است

ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور،كه مردم به آن شادماني بي سبب مي گويند.

با اين همه،عمري اگر باقي بود

طوري از كنار زندگي مي گذرم

كه نه زانوي آهوي بي جفت بلرزد و

نه اين دل ناماندگار بي درمان!

*******

تا يادم نرفته بنويسم

حوالي خوابهاي ما سال پرباراني بود

مي دانم هميشه حياط آنجا پر از هواي تازه باز نيامدن است

اما تو لااقل،حتي هر وهله،گاهي ،هر از گاهي

ببين انعكاس تبسم رويا

شبيه شمايل شقايق نيست!

راستي خبرت دهم

خواب ديده ام خانه يي خريده ام

بي پرده،بي پنجره،بي در،بي ديوار....هي بخند!

بي پرده بگويمت

چيزي نمانده است،من چهل ساله خواهم شد

فردا را به فال نيك خواهم گرفت

دارد همين لحظه

يك فوج كبوتر سپيد

از فراز كوچه ما مي گذرد

باد بوي نامهاي كسان من مي دهد

يادت مي آيد رفته بودي

خبر از آرامش آسمان بياوري!؟

نه ري را جان

نامه ام بايد كوتاه باشد

بي حرفي از ابهام و آينه ،

از نو برايت مي نويسم

حال همه ما خوب است

اما تو باور مكن!....

(سيد علي صالحي)



برچسبها : نامه
نوشته شده توسط در آدینه 20 فروردین 1389 ساعت 19:18
شاد پشيمان | عمومي

يادم هست قديمها كتابي از علي اشرف درويشيان خوانده بودم كه نامش (شاد پشيمان )بود.حالا حكايت من است نزيك سال تحويل است و من گاهي يواشكي بدون اينكه بچه ها بدانند گريه ميكنم و گاهي بخاطر بچه ها مي خندم .حدود يكساعت ديگر سال 88جايش را به سال 89 مي دهد و باز دلتنگي بسراغم آمده است .دلتنگ اناني هستم كه روزي در همين حوالي بودندو در جايي نه چندان دور كنا رسفره هفت سين مي نشستند و اكنون نيستند و رفته اند تا عند ربهم يرزقون نصيبشان بشود.سودابه و اميد را مي گويم و آقا و بي بي را.شايد اكنون جاي گفتن اين حرفها نباشد اما چه خوب سروده است نعمت آزرم:

بر سفره هفت سين نشستن نيكوست

هم سنبل و سيب و دود كندر خوشبوست

افسوس كه هر سفره كنارش خالي است

از پاره دلي گمشده يا همدم و دوست.



برچسبها : شاد - پشیمان
نوشته شده توسط در شنبه 29 اسفند 1388 ساعت 20:32
عيدتون مبارك! | عمومي

بوي باران بوي سبزه بوي خاك

شاخه هاي شسته ،باران خورده،پاك!

آسمان آبي و ابر سپيد

برگ هاي سبز بيد!

عطر نرگس

رقص باد

نغمه شوق پرستوهاي شاد

خلوت گرم كبوترهاي مست!

نرم نرمك مي رسد اينك بهار

خوش بحال روزگار!

خوش بحال چشمه ها و دشتها

خوش بحال دانه ها و سبزه ها

خوش بحال غنچه هاي نيمه باز

خوش به حال دختر ميخك

كه مي خندد به ناز !

(فريدون مشيري )



برچسبها : عیدتون
نوشته شده توسط در سه شنبه 25 اسفند 1388 ساعت 03:25
به كوچك ستاره زندگيم صادق عزيز | عمومي

پسرم صادق براي خودش درد دلي كرده بود وبه من نشان داد زيبا نوشته بودمنهم اين نوشته كوتاه را در جوابش نوشتنم شما هم بخوانيد بد نيست:

به كوچك ستاره زندگيم صادق عزيز

نوشته ات را خواندم ،خيلي خوب نوشته بودي و نشان ميداد كه نسبت به وقايع اطرافت بي تفاوت نيستي.با نوشتنت نشان دادي كه خيلي فهيم و دانايي .پسر خوبي كه بداند پدرش بعد از بازنشستگي كار ميكند كه بتواند هرروز دست پر بخانه بيايد پسر با شعري است.پسر خوبي كه بداند مادرش از صبح تا شب كار ميكندو روزهاي تعطيلش هم درس ميخواند كه ارشدش را بگيردپسر با فرهنگي است.پسر خوبي كه يادش نرود برادرش براي اينكه او را خوشحال كند،در دقايق اخر سال ماهي سفره هفت سين را برايش مي اورد كه خوشحالش كند،پسر دوست داشتني است.چقدر صادقانه نوشته بودي كه گاهي سجاد را سيخ ميكني،همين سيخ كردن يعني اينكه او را دوست داري.گاهي آدمها براي اينكه بگويند ديگران را دوست دارند انها را اذيتهاي با مزه اي ميكنند.بزرگ كه شدي مي فهمي كه خدا هم بعضي وقتها براي اينكه ادمها را دوست دارد گاهي آنها را اذيت هاي با مزه اي ميكند.(اگر با من نبودش هيچ ميلي ،چرا ظرف مرا بشكست ليلي) در آخر نوشته ات حرف جالبي زده بودي،نوشته بودي من آدم هستم ،يعني به اين نتيجه رسيده بودي كه هستي .واين خيلي خوب است ماهم باور داريم كه تو هستي ،اصلا همين نوشته ات ثابت مي كند كه تو هستي.تو نه تنها آدم هستي كه انسان هستي!ميداني فرق آدم با انسان چيست؟فرقش اين است كه آدم زنده است ؛مي خورد ،مي اشامد،توليد مثل ميكندو.....و انسان علاوه بر كارهايي كه آدم ميكند فكر هم ميكند ،شعورهم  دارد.و تو انسان هستي ،يك انسان كوچك .نوشته ات خيلي روي من تاثير گذاشت ،باز هم برايمان بنويس ،خيلي خوب مي نويسي.موفق باشي پسر خوب بابا.

دستت را مي فشارم و مي بوسمت

نزديك بهار 89-مشهد



مطالب مرتبط :
برای پسرم سجاد
با پسرم صادق

برچسبها : پسرم - صادق - کوچک - ستاره - زندگیم - عزیز
نوشته شده توسط نظام الدین در آدینه 21 اسفند 1388 ساعت 07:41
باران | شعر

زيرباران بيا قدم بزنيم

حرف نشنيده اي بهم بزنيم

نو بگوييم و نو بينديشيم

عادت كهنه را بهم بزنيم

وزباران كمي بياموزيم

كه بباريم و حرف كم بزنيم

كم بباريم اگر،ولي همه جا

عالمي را به چهره نم بزنيم

چتر را باز كنيم و خيس شويم

لحظه اي پشت پا به غم بزنيم

سخن از عشق خود بخود زيباست

سخن عاشقانه اي بهم بزنيم

قلم زندگي به دست دل است

زندگي را بيا رقم بزنيم

سالكم قطر ه ها در انتظار تواند

زير باران بيا قدم بزنيم

(مجتبي كاشاني)

لطفا اینجا را هم بخوانید



برچسبها : باران - زندگی
نوشته شده توسط در چهارشنبه 12 اسفند 1388 ساعت 14:29
هوشنگ ابتهاج | شعر

شب فرو مي افتاد

به درون آمدم و پنجره ها را بستم

باد با شاخه در آويخته بود

من در اين خان ي تنها تنها

غم عالم بدلم ريخته بود

ناگهان حس كردم

كه كسي

آنجا بيرون باغ

در پس پنجره ام مي گريد.....

صبحگاهان

شبنم

مي چكيد از گل سيب......

--------

هوشنگ ابتهاج



برچسبها : هوشنگ ابتهاج
نوشته شده توسط نظام الدین در دوشنبه 03 اسفند 1388 ساعت 19:51
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [14]  [15]  [16]  [17]  [18]  [19]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
شهرزاد - آقا - کردستان - باران - شهیدان - بخشی - زندگی - غریب - سودابه - احمد - پسرم - عارف - سفیان ثوری - جلال - پور - خیمه ها - برادر - شما - های - برادرم - سقراط - خدارا - ذغال - بچه ها - لطفا - باغ - نخوانید - غریبی - فاطمه - قصه های سیب - خاله - خداوندا - آمد - پروفسور - پزشکان متخصص - شاملو - کوره های - بهترین دوست - نازنین - شکرگذار - کهکشان گوتنبرگ - قندم - رنج - است - پدر - بودندو - سیرجان - مراحل - زیر - شادی - خسته - خونین - هراتی - کودک - مدینه - نظامی - سلام1 - سخنی - نیستند - مرد - آدمهایی - ابراهیمی - طولانی - حکمت - غزه - ایران - مداد - قبله - ملک الشعرا - نیست - بازم - حیف - فرزندش - سیبکوچک - خدا - هوشنگ - علیک - یکساله - تبریک - باشیم - سالهای - مولانا - مریدان - خاله سودابه - کنکور - عصازه - گذشت - هست - جالینوس - گاندی - یکسالگی - دنیا - ارتباط - سلامتی - مهدی - تحصیلی - کاشانی - میانسال - صبوری - پیر مرد - قیصرامین - تسلیت - ستاره - شگفتی - دادن - حسین - حماسه - سلام2 - مزرعه - سومین - برای - خداوند - کتاب - وامروز - زیبای - شهریار - خوب - ویلیام - بیاد - سیلب - پیش - موش - قبیله رنج - برکه - پرنده - امام - کربلا - بخیر - زمستان - قورباغه - زهرا - فرصت مطالعاتی - بلیگ - باز - شعرم - منتظر - ییلاق - عطار - شعرها و نوشته ه - خداحافظی - خواهرم - عصاره حکمت - شدم - داشتنی - مهراب - بندر عباس - قهرمان - سجاد - سیبک - عزیزم - شیرین - قمر بنی هاشم - میوه - مربیان - همسایه - دریا - سلقی - مادر - گردش سحرآمیز - اندوه - سفره - حیدر - پشیمان - هوشنگ ابتهاج - بودند - شکر - مهربان - خرمشهر - عزیز - امامش - افطار - جهان - ازدیگران2 - مردی - سعادت - فرات - کرامت - شیعه - دانسته ها - حکایت - سعدی - چشمهای غبارآلود - شکست - حافظ - پسرش - قشنگم - دانیال - لینکلن - شهر - بودم - ولی - تقدیر - بهار - دوستان - ناز - خواهر - اطهر - صادق - علی - ناشنوایان - بدار - حرف - نوحه - همسرم - مرا - زبر - سایبان - قدیمی - حج - خواهرانم - سکوت - معرفی - ذهن زیبای او - زبان شهدا - ارجمند - مرثیه - حلاج - قلم - خوبرویان - محبت - نماز - مارک - سیاستمدار - معرفت - کاپیتان - ظاهر - محب - ضریح - اوینی - السلام - مرخصیم - جهان آرا - مظلوم - فاطمه زهرا - ییرزن - مهدی محسنیان را - خمیده - بهانه - بی بی - سال - بچه - ترسو - خالی - شاد - مرغ - لانا - ببخش - صدیقه - ژاله - هسرم